تبليغاتX
30 یـــــــــــــــا 30
اندر حکایت خداحافظی
تاریخ انتشار :شنبه هفدهم بهمن 1388         نویسنده : مهدی

و اما اندر حکایت یک خداحافظی تلخ با وبی که از آنم نبود و  زین پس نیز از آنم نخواهد بود

شروع من با این وب و پیوندش با خاطرات شیرین خردادی که روز های شیرین و تلخ را در خود چشید . بیست و سومی تلخ و بیست و چهارمی نحص و بیست و پنجم اما نه  بیست و پنجمی از جنس عسل !! بیست و پنجم شیرین از جنس آزادی

گذشت و گذشت باری روی دوشم سنگین بود . آخر این وبلاگ صاحبی داشت که برایش زحمت کشیده بود ولی درک نمی کردم جفایم به وی را تا امروز.

امروز که می خواهم این وب را رها کنم می فهمم چه جفایی به دوست مهربان خویش روا داشتم

هر چند او مرا به خاطر عقیده ام ..... بخواند ولی من او را دوست دارم و شرمنده ام از جفایم به وی در آن ماه تاریخی آن خرداد بزرگ.

امروز از تمام کسانی که در این مدت مرا تحمل کرده اند تشکر می کنم و از آنانی که خدای ناخواسته مطالب من آنان رنجانده پوزش می طلبم

کسانی که من امید دادند در این راه مجید عزیزم که واقعا تفکراتی نظیر او اگر در جنبش سبز باشد بسیار موفقیت آور است برای این جنبش.

محمد عزیز که در وبلاگش (شرق) بی طرفی را ثابت کرد - دوست عزیزم یه نوجوون که اسمش رو نمیدونم ولی راهنمای خوبی بود برام و  همه ی دوستان بالاخص مهدی هرچند گله مندم که  بارها مارا(جنبش سبز ) با حیوانات مقایسه کرد

اگر مهدی بخواهد می توانم به عنوان نویسنده حاضر باشم و ترک این وب به طور کامل برایم سخت است ولی خوب وبلاگ جدیدم نیز در حال راه اندازی است از ۲۲ بهمن.

در پایان از همه دوستان بالاخص مهدی می خواهم مرا حلال کنید

علی زارعی


ما که از شما گذشتیم ،امیدوارم خدا از سر تقصیرات شما بگذرد

شما نویسنده ی وبلاگ ما هستی

User:ali

password: your phone number

 



الهی
تاریخ انتشار :جمعه شانزدهم بهمن 1388         نویسنده : مهدی

خسته ام از این کویر...
این کویر کور و پیر...این هبوط بی دلیل....

این سقوط ناگذیر....آسمان بی هدف...

بادهای بی طرف ....ابر های سر به راه....

بید های سر به زیر....ای نظاره شگفت........

ای نگاه ناگهان! ای هماره در نظر... ای هنوز بی نظیر!

آیه آیه ات صریح.. سوره سوره ات فصیح مثل خطی از هبوط.. مثل سطری از کویر

مثل شعر ناگهان..مثل گریه بی امان.. مثل لحظه های وحی.. اجتناب ناپذیر

ای مسافر غریب،در دیار خویشتن با تو آشنا شدم،با تو در همین مسیر!

از کویر سوت و کور تا مرا صدا زدی دیدمت ولی چه دور... دیدمت ولی چه دیر..



آخرین ارسالها
 آخرین ارسالها  این وبلاگ